نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
جبل عامل

جبل عامل

شنبه، 3 دی، 1384

سال گذشته همين موقع ها بود كه از بيروت برمي گشتم. داخل فرودگاه همزمان با ما تعدادي از حجاج لبناني، لباس احرام پوشيده عازم خانه خدا بودند و ما كه در سالن انتظار نشسته بوديم به آنان غبطه مي خورديم و دعا كه خدا قسمت ما هم بكند.

الحمد الله امسال من هم دعوت شدم و فردا مسافر حرم امن الهي هستم. اميدوارم كه دست پر برگردم.


 
چهارشنبه، 9 آذر، 1384

صف صندوق های صدقه مقابل رستوران خليفه در ضاحيه بيروت.


 
دوشنبه، 7 آذر، 1384

جلوه ای از همزيستی فرهنگ ها. روستای زفتا در جنوب لبنان.


 
یکشنبه، 24 مهر، 1384

روز پنجشنبه اساتید دانشگاه های کشور با رهبر معظم انقلاب دیدار داشتند. ابتدای دیدار تعدادی از اساتید دانشگاه ها نقطه نظرات خود را در موارد مختلف همچون همیشه بیان کردند و این حرف ها هم اغلب تکراری بود، اما در این بین یک نکته جالب هم وجود داشت و آنهم تلاش به ظاهر سازمان یافته اساتید دانشگاه آزاد برای دفاع از این دانشگاه ها در حضور رهبری بود. تقریباً یکی در میان اساتید دانشگاه سراسری و آزاد صحبت کردند. اساتید دانشگاه آزاد همه بدون استثناء از ظلم هایی که در حق دانشگاه آزاد روا داشته شده  و موفقیت های عظیم این دانشگاه صحبت می کردند. آقای جاسبی هم در کنار آقای حداد عادل در میان مسئولان نشسته بود. با مزه قضیه این بود که برخی از این اساتید در دفاع از دانشگاه آزاد حرف هایی می زدند که خود آقای جاسبی هم به آنها می خندید. مثلاً وقتی یکی از اساتید دانشگاه آزاد گفت: «ساختمان دانشگاه آزاد تهران مرکز در مقابل زلزله 8 ریشتری تهران به خوبی مقاومت کرد.» آقای جاسبی و حداد بلند بلند خندیدند. وقتی این اساتید صحبت می کردند من لنز دوربینم را روی آقای جاسبی زوم کرده بودم و عکس العمل های او را ضبط می کردم. ظاهراً این اساتید می خواستند تاییدیه ای از آقا در این شرایط بحرانی ای که برای مدیریت دانشگاه بوجود آمده بگیرند. اما آقا در سخنانشان اولاً از اینکه این مباحث توسط اساتید دانشگاه در جلسات عمومی مطرح می شود انتقاد کردند و گفتند که دانشگاه آزاد مجموعه ای است که نقاط مثبت و منفی دارد و مسایلش باید در جلسات مسئولان آموزشی کشور حل شود.

 


 
سه‌شنبه، 29 شهریور، 1384

مصاحبه من با خالد مشعل رييس دفتر سياسی جنبش حماس در مورد عمليات استشهادی را می توانيد اينجا بخوانيد.


 
چهارشنبه، 16 شهریور، 1384

اين روز ها مديريت ها در دولت در حال تقسيم شدن است و بسياري از مردم اخبار عزل و نصب هاي دولت را پيگيري مي كنند تا ببينند آيا كسي از دوستانشان به مسئوليتي مي رسد يا نه. در زمان انتخابات عده اي بودند كه در ستاد آقاي احمدي نژاد فعاليت مي كردند و همچون خود او شعار خدمت صادقانه به مردم را تبليغ مي كردند. بعد از انتخاب شدن آقاي احمدي نژاد بسياري از آنان به اين اميد بودند كه مسئوليت هايي به آنان واگذار شود. البته اين طبيعت اكثر انسانهاست كه معمولاً ارزيابي غلطي از توانايي هاي خود دارند و اين جماعت نيز انتظار مسئوليت هايي را داشتند كه بسيار بيشتر از توانايي هايشان بود.

شايعاتي شنيده مي شود كه بسياري از اين افراد اين روزها با قهر و ناراحتي ساختمان رياست جمهوري را ترك مي كنند. چون انتظار مسئوليت هاي بالايي را داشته‌اند ولي مديريت هاي رده پايين تري به آنان پيشنهاد شده است. من نمي دانم چطور آدمي كه تا دو ماه پيش يك مديريت درجه سه را بر عهده داشته امروز انتظار وزارت و يا حداقل معاون وزارت را دارد و به مدير كل شدن راضي نيست. و برخلاف آن همه شعار مبني بر خدمت صادقانه حاضر نيست در جايگاهي كه رييس جمهور برايش تعيين كرده خدمت كند و مسئوليت بالاتري را انتظار دارد. البته شايد هم اين حرص زدن ها براي مسئوليت بخاطر عشق و علاقه به خدمت صادقانه به مردم باشد. انشاء الله كه اينطور باشد.

         

         

 


 
دوشنبه، 7 شهریور، 1384

         

          چند روزي است كه عده اي از دانشجويان ايراني با اتوبوس به سوريه و لبنان رفته اند تا از مسئولان اين دو كشور بخواهند تا در جهت روشن شدن سرنوشت چهار ديپلمات ربوده شده ايراني، تلاش كنند. البته ظاهراً اين گروه موفق به ملاقات با بشار اسد در سوريه نشده اند و براي ملاقات با مسئولان لبناني  به لبنان رفته اند.

          با اينكه هيچكس در نيت خير و اخلاص اين دانشجويان شكي ندارد و كار آنها از اين جهت كه وزارت امور خارجه چه در دولت آقاي هاشمي و چه در دولت آقاي خاتمي كار جدي اي براي پيگيري پرونده اين چهار ديپلمات ايراني انجام نداده، قابل درك است، اما عرصه سياست خارجي علي الخصوص در بعد خاورميانه اي آن ظرافت هايي دارد كه اين عزيزان از آن آگاه نيستند و وظيفه مسئولان وزارت امور خارجه است كه با توجيه آنان جلوي چنين حركت هاي بي سابقه اي را بگيرند، كه متاسفانه ظاهراً مسئولان وزارت امور خارجه تلاش در اين جهت نكرده اند.

اين حركت خود جوش از چند جهت قابل انتقاد است. در درجه اول عملاً دانشجويان كاري كه وزارت امور خارجه بايد انجام مي‌داده را انجام مي دهند و اين باعث تضعيف اقتدار نظام جمهوري اسلامي است. با اينكه نسبت به عملكرد وزارت امور خارجه انتقاد جدي وجود دارد اما بايد پذيرفت كه همزمان با اين حركت آنان مسئولان جديدي وارد اين وزارتخانه شده اند كه قول تحول در اين مجموعه را داده اند. سرپرست اين گروه از دانشجويان اعلام كرده آنها طوماري مبني بر پيگيري اين قضيه آماده كرده‌اند كه قرار است آنرا به دست بشار اسد رييس جمهوري سوريه برسانند. اين در حالي است كه سوريه در حال حاضر هيچ ارتباطي به اين پرونده ندارد. زماني كه سوريه در لبنان حضور داشت و «سمير جعجع» به عنوان اصلي ترين متهم اين پرونده در زندان بود، شايعاتي وجود داشت كه وي تحت نظر ارتش سوريه نگهداري مي شود. شايد اگر در آنزمان از بشار اسد مي خواستند كه اين موضوع را پيگيري كند با توجه به دسترسي آنان به سمير جعجع خواسته اي معقول بود. اما با خروج سوريه از لبنان و آزادي سمير جعجع عملاً سوريه هيچ ارتباطي به اين پرونده و روند پي گيري آن ندارد. از طرف ديگر مسئولان «قوات اللبنانيه» به عنوان عاملان ربوده شدن اين چهار نفر ارتباط خوبي با سوريه نداشته و ندارند و سوريه هم روابطي با اسراييل ندارد كه از آنها بخواهد كه چهار ديپلمات ايراني را آزاد كنند. در چنين شرايطي اين دوستان چطور مي‌توانند با جمع آوري امضا، از رييس جمهور كشوري كه هيچ ارتباطي به اين پرونده ندارد بخواهند كه وظيفه دولت ايران را بر عهده بگيرد و پرونده مربوط به سرنوشت چهار شهروند ايراني را پيگيري كند؟ آيا اين كار به طور مستقيم به اقتدار و وجهه دولت جديد ايران لطمه نمي زند؟

از طرف ديگر اين دوستان قبل از سفرشان اعلام كرده بودند كه مي خواهند با حضور در لبنان نسبت به آزادي سمير جعجع اعتراض كنند و زمينه محاكمه او را در مورد اين پرونده فراهم آورند. طرح اين موضوع بدون شك حساسيت هايي را در جامعه ملتهب لبنان در پي خواهد داشت. پس از ترور رفيق حريري و خروج نيروهاي سوريه از لبنان، شرايط بحراني اي براي حزب الله بوجود آمد. البته با مديريت بسيار هوشمندانه مسئولان حزب الله اين موقعيت بحراني از بين رفت و نيروهاي شيعه توانستند بيش از پيش موقعيت خود را در صحنه سياسي لبنان تثبيت كنند اما براي خروج از اين وضعيت مجبور به دادن امتيازاتي شدند كه يكي از آنها آزادي «سمير جعجع» بود. هر چند در روز راي گيري براي آزادي وي در پارلمان لبنان، چهارده نماينده حزب الله ترجيح دادند كه در جلسه حضور نداشته باشند اما بايد پذيرفت كه در فضاي سياسي بسيار پيچيده لبنان، توافقات پشت پرده اي ميان همه گروه هاي سياسي حاضر در صحنه لبنان از جمله حزب الله و جنبش امل صورت گرفته بود و حزب الله با آزادي وي مخالفتي نداشت. در چنين شرايطي عده اي دانشجوي ايراني در لبنان حضور پيدا مي كنند و اعلام مي كنند كه سمير جعجع بايد دوباره دستگير و محاكمه شود. جالب اينجاست كه لبناني‌ها معتقدند كه اين حركت نه به صورت خودجوش بلكه از سوي دولت ايران سازماندهي شده و طي دو  سه هفته گذشته مقالاتي در بررسي علل راه انداختن چنين حركت‌هايي براي محاكمه مجدد سمير جعجع توسط دولت ايران در روزنامه هاي لبناني چاپ شده. البته تا آنجا كه من خبرها را دنبال كرده ام دانشجويان ايراني بر خلاف حرف هاي قبلي شان تا بحال چيزي در مورد محاكمه سمير جعجع در لبنان نگفته اند، اما با توجه به اينكه امكان محاكمه دوباره سمير جعجع درفضاي ملتهب سياسي فعلي لبنان وجود ندارد در صورت طرح اين موضوع، حساسيت هايي بر ضد ايران و حزب الله به عنوان نزديكترين گروه سياسي لبناني به ايران ايجاد خواهد شد. 

ضمن اينکه اين موضوع ممكن است مشكلاتي امنيتي براي دانشجويان ايراني بوجود آورد. چون بسياري از طرفداران سمير جعجع هنوز مسلح هستند و ممكن است تحت تاثير حركت هاي احساسي مشكلاتي را براي كساني كه مي خواهند دوباره رهبرشان دستگير و محاكمه شود ايجاد كنند و اين در شرايط امنيتي نامناسب لبنان به هيچ وجه دور از ذهن نيست.

###        ####          ####

در همه كشورهاي دنيا اگر يك مجموعه غير دولتي نسبت به عملكرد دستگاه سياست خارجي آن كشور انتقاداتي دارد معمولاً يك سري حركت هاي اعتراضي را تدارك مي بيند كه وزارت امور خارجه مجبور شود در آن مورد فعال تر عمل كند. مثل كاري كه چندي پيش توسط همين دانشجويان در ميدان وليعصر انجام شد و طوماري با هزاران امضا از سوي مردم و برخي نمايندگان مجلس تهيه شد كه كار بسيار مثبت و خوبي بود. اما براي اولين بار است كه يك مجموعه غير دولتي طرفدار نظام، خود وظيفه دستگاه ديپلماسي كشور را برعهده بگيرد و بدون توجه به حساسيت هاي موجود در روابط بين الملل بخواهد كم كاري وزارت امور خارجه را جبران كند. البته به اعتقاد من مقصر اصلي مسئولان وزارت امور خارجه هستند كه تلاشي براي منصرف كردن دانشجويان از چنين حركتي نكردند و با سكوت اجازه دادند كه چنين كاري انجام شود. آيا تلاش براي سامان دادن چنين حركت هايي جزو وظايف وزارت امور خارجه نيست؟

 

 

 


 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ


  RSS 2.0